مسجد و محفل اهل بیت دو رکن اساسی برای تعلیم و تربیت شیعیان حقیقی هستند تا اصحاب المهدی در این دو مکان شریف پرورش یابند. اگر در محافل اهل بیت بر اساس چارچوب صحیح حرکت نکنیم در نتیجه یا کلاً تعلیم و تربیتی صورت نمی گیرد و یا اگر تعلیم و تربیتی هم باشد تعلیم و تربیتی غیر اهل بیتی خواهد بود و چنین میشود که افرادی پیدا میشوند که بعد از ۴۰ ۵۰ سال حضور در این مجالس هیچ رنگ و بویی از شیعیان حقیقی اهل بیت ندارند و از صفات شیعه که حدود صد و اندی صفت برشمرده اند در آن ها جز چند مورد سطحی یافت نمی شود: مجلسی که شرایط محفل مورد تایید اهل بیت را نداشته باشد فقط نام اهل بیت را با خود یدک می کشد و در عمل، جز کافه ای حسینی نام نیست که دچار مثلث بی محتوای تظاهر بانی، تملق گوینده و تفریح شنونده می شود به همین دلیل باید محافل اهل بیت چارچوبی داشته باشند تا در آن احیای امر اهل بیت شده و اصحاب المهدی پرورش یابند:
حداقل برنامه هایی که برای محفل اهلبیت باید ترتیب داده شود تا دارای ثمر و نتیجه باشد، برقرار کردن چند امر مهم است
الف) تلاوت قرآن و زیارت یا دعای مأثور
ب) منبر ( ارائه سخنرانی پیرامون علوم و معارف اسلامی)
ج) مرثیه خوانی و منقبه خوانی
د) پذیرایی
الف) تلاوت قرآن و زیارت یا دعای مأثور
همانطور که مسجد مکان اختصاصی قرآن است محفل نیز مکان عترت است و هر دو در کنار یکدیگر بوده و جدایی ناپذیرند لذا باید حتماً همانطور که در مسجد تلاوت قرآن و صلات ظاهری اقامه می شود، در محفل هم زیارت و دعای مأثور که صلات جماعت باطنی است برگزار شود و اگر چنین نشود هیچگاه شعر خوانی و سینه زنی یا کف زنی جای آن را نمی گیرد همانطور که طرح احکام جای اقامه صلات و تلاوت قرآن را در مسجد نمی گیرد.
ب) منبر (ارائه سخنرانی پیرامون علوم و معارف اسلامی)
منبر هم باید توسط عالمانی که خودشان تحت تعلیم و تربیت عالم ربّانی به تخصص رسیده اند برقرار شود طوری که پا را از گلیم خود درازتر نکنند و اگر در سیره و سنت تخصص ندارند حرفی نزنند بلکه در حدّ تخصصشان به بیان عقاید حقه ، اخلاق حسنه و اعمال صالحه بپردازند.
عالم نمایانی که فقط نقش بازی میکنند و به بحثهای بی فایده یا کم فایده و بعضاً نامرتبط با علوم و معارف اصیل اسلامی میپردازند نمیتوانند خلأ معرفتی محافل را پر کنند و شرکت کنندگان در محافل در جهل باقی مانده بلکه دچار جهل مرکب میشوند یعنی در عین جهالت، خود را دانا می پندارند.
ج) مرثیه خوانی و منقبه خوانی
اگر اهلبیت عصمت و طهارت کسانی مثل فرزدق، دعبل، سید حمیری و دیگران را تشویق می کردند به خاطر توجه دادن به منقبه بود نه مدیحه، چرا که از مدیحه سرایی معرفتی و حرکتی ایجاد نمی شود زیرا مدیحه فقـط به به و چه چه است. امّا منقبه خوانی نشان دادن مقام و جایگاه و فضایل اهلبیت با زبان هنر است. فضائل اهلبیت خصوصاً امیرالمؤمنین نباید به دست فراموشی سپرده شود و این وظیفه بر عهده منقبه خوانان است .این هم باید مورد توجه قرار گیرد که فقط در ایام شهادت باید مرثیه خوانی شود و از گریز زدن به مصائب اهلبیت در ایّام موالید باید پرهیز نمود چرا که اهلبیت فرموده اند شیعیان ما در شادی ما شاد و در غم ما غمگین هستند و اگر چنین نباشیم به هر طریقی که باشد از شیعیان نخواهیم بود. مصائب فقط نشان دهنده مظلومیت اهلبیت است و مقام ایشان را بیان نمی نماید اما ذکر مناقب، نشان دهنده مقام این بزرگواران است بلکه هر چه مقام ایشان بیشتر درک شود عظمت مصیبت نیز بیشتر درک میشود.
مصیبت عظمی که در زیارت سید الشهدا آمده برای کسانی قابل درک است که مقام ایشان را درک کرده باشند وگر نه کسانی که مقام ایشان را درک نکرده باشند در ایام محرم، آنها را مصیبت زده نمی بینیم و حتی آنقدر که در وفات یکی از نزدیکانشان مصیبت زده هستند در محرم آنقدر مصیبت زده نیستند. اگر در جامعه کنونی باید حتماً کسانی باشند که با انواع آهنگ و ملودی بتوانند شیعیان را به گریه درآورند به علت عدم درک مقام اهلبیت است وگر نه کسی که مقام ایشان را درک کرده و نسبت به ایشان معرفت کسب کرده باشد حتی نیاز به نوحه خوان هم ندارد و در هنگام ذکر مصیبت ایشان، بدون مرثیه نیز گریان خواهد بود. و اگر ما امام را در حد یک پدر هم درک نکرده باشیم نشان دهنده بی معرفتی نسبت به امام است. آنچه که می تواند معرفت ما را نسبت به امام بالا ببرد استمرار و اهتمام به مناقب است. متأسفانه امروزه حتی علم به مقام ائمه اطهار هم نیست چه رسد به معرفت که امری قلبی و درک کامل مقام، با قلب است. شیعیان در دوره های گذشته به مناقب ائمه اطهار خصوصاً امیرالمومنین صلوات الله علیهم آشنایی داشتند و در خانه شیعیان، کتب مناقب مطالعه می شد؛ و این منقبه خوانی، روزانه بوده و باید هم روزانه باشد بخلاف مصیبت خوانی که فقط در ایام شهادت وارد شده و کسی حق ندارد بدون مناسبت، مصائب را بیان کند آن هم به اصطلاح به صورت باز که سبب آزردگی خاطر امام زمان ارواحنا فداه خواهد شد.
د) پذیرایی در پایان مجالس از مائده متبرکی نیز استفاده می گردد تا همانطور که عقل و روح توسط معارف و مناقب سیراب شده است جسم نیز از محفل اهلبیت بهره ور گردد. خوراک متبرک که مصداق بارز طیبات است می تواند بر جسم و روح استفاده کننده از آن، تأثیر گذاشته و شفای جسمی و روحی را به دنبال آورد. البته باید در این زمینه نیز از هر گونه اسراف و تبذیر جلوگیری کرد.


